درخت دوستي بنشان كه كام دل به بار آرد
نهال دشمني بركن كه رنج بيشمار آرد
چو مهمان خراباتي به عزت باش با رندان
كه درد سر كشي جانا گرت مستي خمار آرد
نشسته بر بساط صبحانه و آرام لقمه برميداشت…
گفتم: ظهر شده، هنوز بساط كار خود را پهن نكرده اي؟ بني آدم نصف روز خود را بي تو گذرانده اند…
شيطان گفت: خود را بازنشسته كرده ام. پيش از موعد!
گفتم: به راه عدل و انصاف بازگشته اي يا سنگ بندگي خدا به سينه مي زني؟
شيطان گفت: من ديگر آن شيطان تواناي سابق نيستم. ديدم انسانها، آنچه را من شبانه به ده ها وسوسه پنهاني انجام ميدادم، روزانه به صدها دسيسه آشكارا انجام ميدهند. اينان را به شيطان چه نياز است؟
شيطان در حالي كه بساط خود را برميچيد تا در كناري آرام بخوابد، زير لب گفت: آن روز كه خداوند گفت بر آدم و نسل او سجده كن، نميدانستم كه نسل او در زشتي و دروغ و خيانت، تا كجا ميتواند فرا رود، و گرنه در برابر آدم به سجده مي رفتم و ميگفتم كه : همانا تو خود پدر مني.
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
امروز می خوام چیزی رو بنویسم که مدتها بود به خاطرش صبر کردم تا این ذکر رو بنویسم ...می دونی , این ذکر رو هر کسی نمی تونه بخونه ..من برای هدف خاصی این ذکر رو می گم که مطمئن هم هستم یه نفر این رو حتما می خونه وبه نتیجه می رسه و این هدف منه و هدف من سرچشمه گرفته از یک نشانه هست ..باور کردنش به عهده خود شخصه..و اونی که بخونه باورش می کنه ..اهمیت نمی دم که چه چیزهایی بگن مهم اینه که من تلاشم رو کردم حتی اگه پیروز نشم ..(( ای کسی که تو دلت نشانه هایی از ایمان هست و حس آتشی از عشق به خدا, این همون راهی هست که می تونی به ملکوت برسی پس عزمت رو جزم کن و ارادت رو آهنی شاید تو همون انتخاب شده باشی )) ...
.................................................................
توضیح در مورد ذکر ....
این ذکر از چهل نام اصلی خدا تشکیل شده که طی مدت زمان خاص و به تعداد معین خونده می شه ... که به هر دوره از این ذکر یه چله می گن(( این چله اون چله ای نیست که همه فکر می کنن این چله عرفانی هست وبرای رسیدن به خدا و شناخت حقیقت هست )) باید چهار تا چله خونده بشه...خوب بگذارید اول ذکرها رو بنویسم بعد توضیح کاملتری بدم ....
شماره 1: یا بصیر 302 مرتبه
شماره 2: یا سمیع 180 مرتبه
شماره 3: یا علیم 150 مرتبه
شماره 4: یا مصوّر 336 مرتبه
شماره 5: یا قدّوس 120 مرتبه
شماره 6: یا خالق 231 مرتبه
شماره 7: یا واحد 19 مرتبه
شماره 8: یا مالک 90 مرتبه
شماره 9: یا مجیب 55 مرتبه
شماره 10: یا منعم 200 مرتبه
شماره 11: یا حبیب 80 مرتبه
شماره 12: یا مقیب 550 مرتبه
شماره 13: یا عظیم 1030 مرتبه
شماره 14: یا خبیر 812 مرتبه
شماره 15: یا عدل 103 مرتبه
شماره 16: یا حلیم 88 مرتبه
شماره 17: یا ظاهر 1106 مرتبه
شماره 18: یا آخر 80 مرتبه
شماره 19: یا اوّل 32 مرتبه
شماره 20: یا مؤخِّر 836 مرتبه
شماره 21: یا مقدّم 183 مرتبه
شماره 22: یا حق 108 مرتبه
شماره 23: یا شهید 319 مرتبه
شماره 24: یا باعث 523 مرتبه
شماره 25: یا والی 32 مرتبه
شماره 26: یا رشید 513 مرتبه
شماره 27: یا بدیع 86 مرتبه
شماره 28: یا غنی 1060 مرتبه
شماره 29: یا جمیع 113 مرتبه
شماره 30: یا اکرام 262 مرتبه
شماره 31: یا متعال 551 مرتبه
شماره 32: یا باطن 62 مرتبه
شماره 33: یا مفتاح 498 مرتبه
شماره 34: یا دافعٌ بَلا وَل بَلیه 1630 مرتبه
شماره 35: یا حافظ 114 مرتبه
شماره 36: یا بارز 93 مرتبه
شماره 37: یا دافع 18 مرتبه
شماره 38: یا لطیف 72 مرتبه
شماره 39: یا معید 114 مرتبه
شماره 40: یا محمَد 999 مرتبه
..........................................................................................
طریقه خواندن ....
خوب اینها چهل تا ذکر هستن که از چهل نام اصلی خدا تشکیل شده ... که بهش چله می گن ..چله قبلا مخصوص عده اندکی بود و الان هم کمتر کسی این چله رو داره ....که با خوندنش فوائد بسیار می بره ....مثلا تو می خوای از فردا به بعد چله رو شروع کنی ....چطور باید بخونی ؟ فردا وقتی که نماز صبح رو خوندی بعد از نماز می گی : (( نیت می کنم چله اول را به خاطر رضای خدا به جای بیاورم قربتن الی الله ,الله اکبر)) بعد شروع می کنی و شماره یک رو که (( یا بصیر )) هست رو 302 مرتبه می خونی به همین سادگی ..این می شه یک روز از چله اول ....پس فردا , بعد از نماز صبح شماره دو رو می خونی که می شه (یا سمیع 180 مرتبه)) ..دقت کردی.؟.یعنی تو هر روز یکی از این ذکرها رو طبق شماره می خونی ..یعنی احتیاح نیست تو توی یه روز همه ذکرها رو بخونی ..هر روز یک ذکر ..بعد از اینکه ذکر آخر رو خوندی که می شه ..((یا محمّد)) 999 مرتبه می شه چهل روز و یک چله....تو باید چهار تا چله بخونی ...موقعی که چله اول تموم شد..بعد از ذکر آخر, فرداش باز بعد از نماز صبح می گی (( نیت می کنم چله دوم را به خاطر رضای خدا به جای بیاورم قربتن الی الله ,الله اکبر)) بعد باز شروع می کنی از شماره یک به بعد مثل چله اول هر روز یکی از این چهل تا ذکر رو می خونی تا چهل تا ذکر تموم بشه و بشه چله دوم ...بعد از چله دوم می ری تو چله سوم و باز همین نیت رو می کنی می گی (( نیت می کنم به خاطر رضای خدا چله سوم را به جای بیاورم قربتن الی الله ,الله اکبر)) باز همونطوری ادامه می دی تا چله چهارم..چله چهارم هم باز نیت می کنی می گی (( نیت می کنم چله چهارم را به خاطر رضای خدا به جای بیاورم قربتن الی الله ,الله اکبر)) و تا آخر می خونی تا تموم بشه .... انشالله
...................................................................................
احتیاط کن .....
تو مثلا چله چهارم هستی و روز 20..... یادت باشه اگه خواب بمونی و نتونی نماز صبح از خواب بیدار بشی و نمازت قضا بشه ..باید بر گردی چله اول و همه ذکرها رو از روز اول بخونی ...(( این یک آزمایشه که بنده های واقعی رو از بنده های سست اراده جدا می کنه و همین باعث می شه که هر کسی نتونه بخونه ...سربلند بیرون بیا اگه واقعا بهش اعتقاد داری ... چند روز از خوابت بزن که توشه ای باشه برا آخرتت))
اما دختر ها یا زنها تو هر چله چند روز مرخصی دارن ... مثلا اگه چله سوم بودن و روز 17 ...و هنگامی که خواستن نماز بخونن دیدن که به مشکل زنانه دچار شدن و نمی تونن نماز بخونن همونجا چله رو متوقف می کنن تا زمانی که مشکل حل بشه..حالا هر چند روز که طول کشید..بعد از اینکه مشکل برطرف شد باز از چله سوم روز 17 ادامش رو می خونن ( می بینی خداوند چقدر بنده هاش رو دوست داره)
یادت باشه که ذکر ها رو باید به اندازه عددی که جلوش نوشته بخونی نه کمتر نه بیشتر ...اگه شک کردی که کم خوندی یا زیاد اشکال نداره درست خوندی...اما اگه فهمیدی که اشتباه خوندی و قاطی کردی..همون ذکری رو که می خونی باید همون ذکر رو از اول بخونی ..مثلا اگه یا عظیم رو به جای 1030 مرتبه 1040 مرتبه خوندی..همون ذکر رو باز از اول بخون ...
موقع خوندن با کسی در موردش حرف نزن و با اعتقاد کامل بخونش و بهش شک نکن ...چه بسا که شک تو باعث خلل در ایمان تو بشه ...
(( یادت باشه که وقتی از عالمی می پرسی چله درسته یا غلط؟ .چله رو حرام می دونه....بله چله حرام هست اما نه این چله...اون چله ها برای احضار جن و ارواح و کارهای ناشایسته هست...اما این چله رو کمتر عالمی ازش خبر داره ..و برای رسیدن به ملکوت اعلاست که ثوابش رو هیج جن و ملائکه ای نمی تونه بنویسه ))
...........................................................................................
نتیجه خواندن چله ...
موقعی که داری چله می خونی ..خیلی از اوقات نماز صبح خواب می مونی و باز باید بر گردی به چله اول و از نو شروع کنی ...فکر نکن که از نو شروع کردن تو یعنی اینکه همه چیزهایی که قبلا خوندی هیچ...بلکه به هر کلمه ای که قبلا خوندی ثوابی بی حد و اندازه هست که برات می نویسن اما ناامید نشو که همیشه برای رسیدن به اوج باید تلاش کرد وقتی که چله چهارم رو خوندی یا اینکه اصلا آخرهای چله اول و دوم و سوم شاید به نتیجه برسی...اون موقع برای بار اول با یه موجود ماورای طبیعت با یه فرشته از اهل آسمون برای اینکه نترسی در حالت خواب و بیداری آشنا می شی که از اون موقع به بعد این چله از تو گرفته می شه و به تو چله جدیدی داده می شه اون فرشته هر صبح تو رو از خواب بیدار می کنه که چله بخونی ..از اون موقع به بعد عاشق چله می شی و خوندن هر ذکر نام خدا به قلبت جلا می ده و دلت رو نورانیتر می کنه طوری که چنان نماز می خونی که انگار آخرین نمازته و با هر نگاهت به قدرت خدا اشک شوق وصال از چشمات سرازیر می شه ..کم کم وقتی که چله رو ادامه بدی اون فرشته تو رو(( تی الارض)) می کنه و به دیدار آقا امام حسین(ع) تو بهشت می بره تو یه حالتی عین بیداری می تونی آقا امام حسین رو دیدار کنی ..و هر خواسته ای که داری رو ازش بخوای می تونی امام سجاد و خیلی از امامها رو ببینی می تونی بفهمی که تو اون دنیا جات تو کدوم قسمت از این دنیای ماورائیه..حتی اونجا می تونی برای اونهایی که مردن طلب شفاعت کنی به خدا بعد از اون موقع نمی تونی گناه کنی چون پرده های نفاق و جدایی بین و تو خدا از بین می ره و می تونی نفس رو تو وجود خودت ریشه کن کنی وقتی پرده ها کنار رفت می تونی همه اهل آسمون رو ببینی و باهاشون ارتباط برقرار کنی ..اگه خواننده این چله یه زن باشه تو چله پنجم تو دستش یه ستاره ظاهر می شه که نشون دهنده اینه که می تونه مریضها رو شفا بده ....خوندن چله اونقدر رویای هست که با هر نگاهت به هر شخص بتونی تموم زندگیش رو بفهمی ...حتی می تونی لشگرهایی از جن داشته باشی..خوندن چله باعث می شه که تو , فرشته های محافظ , فرشته های سمت چپ و راست ..همزاد جن و همزاد ملکت رو ببینی ...می تونی برای مردم دعا کنی کارهاشون رو حل کنی و خیلی چیزهای دیگه اما یادت باشه این ذکر رو برای رسیدن به آرزوهات نخون بلکه قصدت از خوندن این چله رسیدن به ملکوت و دوستی با خدا و رضای خدا باشه چه بسا که وقتی چله رو خوندی و به همه چیز آگاه شدی حتی هیچ آرزویی جز وصال نداشته باشی اون موقع هست که می شه ناجی نه نجات داده شده .....
.....................................................................................
در نصایح :
این رو یادت باشه و فراموش نکن اگه قبلا هر کاری کردی و هر گناهی کردی که باعث جدایی بین تو و خدا بوده مهم نیست چون گذشته ها گذشته و تموم شده الان تنها راه تو دری هست به نام توبه که تا وقت مرگ به روت بازه کاری نکن که قبل از مرگ اون در به روی تو بسته بشه ..راه های رسیدن به خدا زیاده این هم یه راه بود دلت رو دریا کن به خدا این کار خیلی سخت نیست...چرا وقتی که عاشق یه دختر یا یه پسر شدی ..شب و روز رو به خودت تلخ می کنی که بهش برسی اما برای رسیدن به پروردگارت کسی که الان هم تو رو می بینه کسی که خالق توئه کسی که مهربونتر از پدر و مادر و دوست توئه, تلاش نمی کنی؟ ..چرا شب زنده داری نمی کنی ..؟ چرا در حضورش گناه می کنی ؟ مگه بهش اعتقاد نداری ؟ مگه اون دوست تو نیست پس چرا ازش دوری می کنی؟ ...نذار شیطان اعمال زشت تو رو تو نظرت زیبا جلوه بده نذار گمراهی تو رو به جایی بکشونه که دیگه هیچ چیزی باعث نشه از خدا بترسی ...من می خوام بگم به اونی که شاید بگه چله دروغه که شاید بگه این حرفها دروغه می خوام بهش بگم ..تویی که تا حالا لذت نماز رو درک نکردی تویی که تا حالا در مورد خدای خودت یک ساعت هم فکر نکردی تویی که تا حالا یک شب رو از عشق خدا بیقرار نبودی تویی که کتاب خدا رو یک مرتبه نخوندی چطور در مورد این مسائل حرف می زنی در حالی که در موردش علمی نداری ....من نمی گم چله بخون می گم چشمات رو باز کن و چیزی رو ببین که قبلا نمی دیدی مگه همه چیز برا خاطر خودت نیست باخوندن یا نخوندن تو برای من هیچ اتفاقی نمی افته ثوابش هم مال خودت ...اما مگه چی می شه یک بار درک کنی چیزی رو که قبلا درک نمی کردی نذار زندگی یکنواخت بشه ..یه کمی هم نفسهات رو جانانه تر بکش. الان خدا از دلم خبر داره و می دونه چی نوشتم ..پس من نمی یام با دروغ خودم رو مدیون کسی بکنم پس ای کسی که این نوشته رو می خونی شاید الان لحظه موعود توباشه دست از خیال بردار و بیا و بیا و بیا ...
دعا كردن 3 حالت دارد كه به هر حالتي كه باشد براي انسان اجر معنوي دارد :
حالت اول : آن كه صلاح بنده در آن است و به او ميرسد و مشروط به دعا نيست و در اين صورت ثمره دعا تقرب بنده است به خدا.
حالت دوم : آن كه صلاح بنده در آن است و رسيدن به آن مشروط است به دعاكردن و در اين صورت ثمره دعا دو چيز مي باشد : يكي رسيدن به مطلوب و ديگر تقرب به خدا.
حالت سوم : آن كه صلاح بنده در آن نيست و به آن نمي رسد چه دعا بكند چه نكند و در اين صورت ثمره دعا دو چيز است يكي تقرب به خدا و دوم عوض آن كه در دنيا از او منع شده در آخرت به اضعاف آن به او عطا مي شود.
چرا بسياري از دستورات ائمه و معصومين عليهما السلام و بزرگان و علمآء با وجود اينكه بر مجرب بودن آن ها تاكيد گرديده نتايج مورد نظرمان را ندارند؟ در اين يادداشت به اين سئوال پاسخ مي دهيم.
دلائل عدم استجابت:
1- عدم انجام و يا تنبلي در انجام واجبات شرعي.
2- عدم تقيد به فرائض و اصول دين.
3- آلودگي به گناه (از دروغ تا صحبت بي مورد با نا محرمان).
4- حاجات غير شرعي.
5- عدم اعتقاد به صحت ادعيه.
6- لقمه حرام.
7- افشاي عمل.
8- جزع و فزع.
9- عدم رعايت دستورات و آداب.
10- عدم سنخيت با حكمت الهي.
موسي(عليه السلام) گفت: تو كيستي؟
گفت: من شيطانم.
موسي(عليه السلام) گفت: شيطان توئي؟! خدا آواره ات كند
شيطان گفت: من آمده ام بخاطر منزلتي كه نزد خداوند داري به تو سلام كنم
موسي عليه السلام به او فرمود: اين كلاه چيست؟
گفت: به وسيله اين كلاه دل آدميزاد را مي ربايم (گويا رنگ هاي مختلف كلاه نمودار شهوات و زينت هاي دنيا و عقايد فاسد و اديان باطل بوده است).
موسي گفت: به من بگو گناهي را كه وقتي انسان مرتكب مي شود بر او مسلط مي شوي؟ شيطان گفت: هنگامي كه ادمي از خودش خوشش امده و عملش را زياد بداند و گناهش را كوچك شمارد.
و حضرت رسول در ادامه فرمود : خداي عزوجل به داود عليه السلام فرمود: اي داود! گنهكاران را مژده بده و صديقان ( راستگويان و درست كرداران) را بترسان، داود عرض كرد: چگونه گنهكاران را مژده دهم و صديقان را بترسانم! فرمود: اي داود! گنهكاران را مژده بده كه من توبه را مي پذيرم و از گناه در مي گذرم و صديقان را بترسان كه به اعمال خويش خودبين نشوند، زيرا بنده اي نيست كه به پاي حسابش كشم جز آن كه هلاك باشد ( و سزاوار عذاب، زيرا از نظر عدالت و حساب عبادت بنده با شكر يكي از نعمت هاي او برابري نمي كند )
فرمودند: دلهاي شما به هشت صفت خيانت كرده است.
(?) اينكه خدا را شناخته و ليكن حق او را اداء نمي كنيد آنگونه كه واجب نموده است.پس شناسائي شما سودي ندارد.
(?) اينكه ايمان به رسول خدا (صلي الله عليه و آله وسلم) آورده ايد و ليكن بر خلاف سنت او عمل مي كنيد.
(?) اينكه كتاب خدا را مي خوانيد و ليكن به آن عمل نمي كنيد و ميگوئيد شنيديم و اطاعت ميكنيم ولي مخالفت مي كنيد.
(?) اينكه گفتيد از آتش مي ترسيم وليكن در تمام اوقات با گناه كردن اقدام به آتش رفتن مي كنيد.پس ترس شما كجا ست؟
(?) اينكه شما گفتيد مايل به بهشت رفتن هستيم و حال اينكه هر لحظه كارهائي انجام مي دهيد كه شما را از بهشت دور مي كند.پس ميل شما چه شد؟
(?) اينكه نعمت هاي خدا را مي خوريد و مصرف مي كنيد وليكن شكر خدا را بر آن نعمت ها نمي گذاريد.
(?) اينكه خدا شما را امر كرده كه دشمن شيطان باشيد و فرمود شيطان دشمن آشكار شما است.پس شما نيز با او دشمن باشيد وليكن شما با او اظهار دشمني مي كنيد بدون اينكه به او پشت كنيد و دنبالش مي رويد، بدون اينكه از فرمانش سرپيچي كنيد.
(?) اينكه عيوب مردم را جلوچشم خود قرار داده و عيوب خود را پشت سر انداخته ايد، كساني را ملامت مي كنيد كه شما خودتان سزاوارتريد به ملامت و سرزنش نسبت به آنان .
پس چگونه بااين حالات دعاي شمامستجاب شود حال اينكه شما درهاي دعا را برروي خود بسته ايد.پس بترسيد از خدا و اعمال خود را اصلاح كنيد و دلهاي خود را خالص وپاك گردانيد و امربمعروف و نهي از منكر نمائيد تا خداوند دعاهاي شما را مستجاب كند. (?)

ختم چهل روزه (عجیب و شگفت اور)ذكر یونسیه كه مرحوم كشمیری (ره)فرموده اند
لا إِلهَ إِلاَّ أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّی كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ
اول اینكه عامل(فردی كه ختم را انجام میدهد) بر یگانگی خداوند ایمان داشته باشد نه در زبان بلكه با تمام وجود و با شناخت اندكی كه دارد كه سرلوحه همه انها یكتایی و بی همتایی خداوند در تمام صفات ثبوتی و مبر بودن او از تمام صفات سلبی است.
توجه كامل به وجود بی همتای خداوند و این كه عامل بداند خداوند در همه حال ناظر بر عمل اوست همان طور كه هنگامی كه با یك نفر صحبت میكنید تمام حواس شما به اوست در اینجا نیز باید حالتی مشابه داشته باشید حال انكه در هنگام گفتن این ذكر با سرچشمه وجودو هستی صحبت می كنید.
پشیمانی از گذشته سرشار از كوتاهی و ناسپاسی زیرا كه این ذكر طبق گفته بزرگان اهل معرفت خود نوعی توبه به درگاه باری تعالی است.
نیاز نیست كه تنها به معنی ایه اكتفا كنید بلكه به رابطه مضموم ایه با خودتان نیز باید اهمیت بدهید .منظور اینكه در قسمت اول ایه كه در یگانگی و یكتایی و منزه بودن خداوند گواهی داده می شود به عظمت خداوند در جهان هم توجه شود به نظم و هماهنگی در كره زمین و در سیارات وستاره ها و خورشیدیا حیات در خشكیها و دریاها وسایر نشانه های عظمت حقتعالی و در قسمت بعدی ذكر گناهان و كوتاهی ها و ناسپاسی هایی كه انجام شده به یاد اورده مثل كفران نعمت یا كوتاهی در انجام اعمال پسندیده و...
و غرض این نیست كه در هر بار خواندن ذكر تمام این مطالب دوره شود بلكه هر كدام از این دو قسمت را كه باعث می شود شما بیشتر در ان لحظات قرب به حضرت دوست پیدا كنید انتخاب كنید كه اكثر اوقات به هردو معنی توجه میشود.
زمان مناسب همانطور كه قبلا گفته شد بعد از عشاء است (حدودا ساعت ده به بعد)و دلیل ان هم قبلا ذكر شد.
در مورد تعداد این ختم هم باید از 400 شروع شود و كم كم زیاد شود البته نیازی نیست حتما شما تعداد بشمارید بلكه از 20دقیقه كه زمان تقریبی 400 ذكر است شروع كنید و ذره ذره (مثلا سه دقیقه یا پنج دقیقه)انرا زیاد كنید.قبلا گفته شد یكی از دوستان چگونه ختم گرفته بود او حدود20 دقیقه این ذكر را می خوانده و بعد انقدر می خوانده تا در سجده خوابش می برده است بسیاری از انها هم كه این ختم را تجربه كرده اند این را توصیه می كنند اینجانب نیز همین طور. زیرا مرحوم كشمیری این را فرمودند.
شاید كمی دشوار به نظر اید اما ایا نتیجه كار انقدر ارزشمند نیست كه این سختی ها را بجان خرید؟
ایا نیاز نیست كه انسانها بخشی از شبانه روز را به مناجات با باریتعالی بپردازند حال انكه چنین نتایج عظیمی همچون:((( چشم برزخی.ارتباط با عالم ملكوت.و راهیابی به دنیای ارواح. و نورانی شدن قلب. و زدودن لكه های سیاه گناه از روح ادمی. و بسیار چیزهای دیگر))) حاصل این عمل گرانبها نزد علمای اهل معرفت و استادان و بزرگان است.
از امام باقر (ع) روایت شده است كه :یونس علیه السلام سه روز در شكم ماهی درنگ كرد و در تاریكی های سه گانه تاریكی شكم ماهی تاریكی شب تاریكی دریا ندا در داد و گفت:لا إِلهَ إِلاَّ أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّی كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ آنگاه خداوند دعایش را اجابت كرد و سپس ماهی وی را بر حال افكند.
مرحوم استاد علامه طباطبائی فرمودند كه مرحوم قاضی ( استاد آنجناب عارف عظیم و سالك مستقیم حضرت آیت الله حاج سید علی قاضی تبریزی ) اول دستوری كه می دادند ذكر یونسی بود لا إِلهَ إِلاَّ أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّی كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ كه در مدت یك سال در وقت خاص به حالت سجده ات بازخوانده شود
با سلام
ذكر يونسيه
مراد از ذکر يونسيه آيه ي 87 سوره ي انبياء است
لا اله الا انت ،سبحانک اني کنت من الظالمين
و اعداد اين ذکر 400 ، 700 ، 1001 ، 3000 ، 4000 ، 7000 مي باشد.و مداومت به اين ذکر به عدد 400 براي همه آن هم بعد از نماز عشا تا هر وقت شب در سجده نافع است.
و عدد 3000 به بعد مخصوص کميلين است.يعني آنان که مقداري از راه را پيموده اند.چون اين ذکر به يک معني ،استغفار است و هيچ عوارضي در آن نيست.
بعضي از آثار اين ذکر به شرح زير مي باشد:
1 - براي ديدن حالات برزخي موثر است.
2 - براي تقويت نفس و قلب و مکاشفات بسيار خوب است.
3 - آقاي کشميري:چيزي بهتر از ذکر يونسيه براي پيشرفت ندارم.
4 - براي رفع حجب و نورانيت موثر است.
5 - استجابت دعا و نجات مومنين از طرف خدا شامل گوينده آن مي شود.
6 - تجرد با مداومت به اين ذکر حاصل مي شود.
7 - براي معرفت نفس و معرفت رب موثر است.
8 - و ...
بدانيد که مداومت به اين ذکر باعث باز شدن چشم برزخي مي شود و خود من هم به اين ذکر مداومت داشته ام و خيلي اثرات از آن ديده ام.
بعضي از عرفا و علما حداقل زمان مداومت به اذکار را براي تاثير يافتن يک چهله (چهل روز)ذکر کرده اند و هرچه بيشتر به اين ذکر مداومت داشته باشيد اثرات بيشتر و عجايب بيشتري از مداومت به آن خواهيد ديد.
و بدانيد که شرط تاثير اذکار تهذيب نفس است .پس بايد از گناه دوري کرد و به خاطر داشته باشيد که شرط مهم در فوق العادگي انسان داشتن تقوا است نه داشتن علوم غريبه و نظر من اين است که داشتن تقوا و دوري از گناه باعث دست يافتن به علوم غريبه مي شود .
البته ما برای دست یابی به این علوم این ذکر عظیم را نمیگیم..برای استغفار باید بگوییم.
در حال گفتن این ذکر خود را در زندان دنیا ببینید .(قفل و بند دنیا (
ذكر يونسيه با يكي از اعضا رابطه بسيار مستقيمي داره
اونم چشمه
همونطور كه ميدونيد امروزه بسياري از زنان در اوضاع بسيار بدي و لباسهاي بسيار بدتر در جامعه حضور بهم ميرسانند
اگه ميخوايد ذكر يونسيه زودتر اثرش رو نشون بده بايد تو خيابون يا هر جايي كه تونستيد مثلا داريد راه ميريد تو دلتون بگيدش
يواش يواش ميبينيد كه همينكه نامحرمي ميبينيد تو هر شزايطي باشه با هر لبسي اصلا تاثيري تو دلتون نمي ذاره !
يعني رابطه انگيزش جنسي و شهوت كم كم با چشم رابطش قطع ميشه ! و اصولي تر عمل ميكنه
يكي از اذكار ديگه كه مكمل خوبي براي ذكر يونسيست طبق تجربه خود حقيرم ذكر ( لا اله الا الله الملك الحق المبين ) هستش
چون هر ذكري شامل صفات حق هستش با گفتن اون توي دل اثرات خودش رو بروز ميده و شما همانند يك باطري هي در حال شارژ شدن هستيد و تبديل به چراغي ميشيد كه نمايانگر يكي از صفات ذات احديت هستش و همانند چشمه اي انرژي حيات شروع به تراوش از شما ميكنه
خواب است. و آن اینگونه است که برنامه عملی خود یعنی آنچه که قرار است از صبح تا شب انجام بدهد و یا ترک کند به خود عرضه دارد سپس آن را در جدولی بنویسد و یا اینکه به ذهن بسپارد و با نفس خود شرط ببندد که به کامل ترین نحوی آن را بجا بیاورد.
دوم : مراقبه
مراقبه در پله دوم بعد از مشارطه است. یعنی سالک در طول ساعات روز از چیزهایی که هنگام صبح بر خود عرضه و شرط کرده مراقبت کند. چرا که مشارطه بدون مراقبه همیشگی فایده ندارد.
سوم : محاسبه
محاسبه قبل از خواب است. این کار برای آن است که ببیند آیا به آنچه بر خود واجب کرده بود عمل کرده یا نه. به این ترتیب اگر جدول عملش کامل بود باید خدا را شکر کند که چنین توفیقی داشته و اگر ناقص بود نوبت به مواخذه و کیفر نفس می رسد که این، کار چهارمی به شمار می آید. پس باید با قضای کارهایی که انجام نداده نقصان خود را جبران کند. البته اگر تدارک آن به وسیله قضا کردن باشد. مانند قضا شدن نماز واجب یا مستحبی، و یا ممکن است راه تدارک، طلب حلالیت باشد. چنانچه موضوع حق الناس باشد، مثل غیبت کردن و مانند آن و گاهی تدارک کردن گذشته ها کار بیشتری می طلبد. مثلا آنکه نفس خود را به روزه یا انفاق یا توبه مجدد و گریه و استغفار آزار بدهد و بدین ترتیب خودش را با دست خودش به چیزهایی که با درجه ارتکاب جرمش تناسب دارد تنبیه و ادب کند. سالک باید بداند که اگر برای مدتی پی در پی به این دستورالعمل پای بند شود، به زودی خواهد دید که چگونه ترک گناهان و انجام واجبات برای او آسان می گردد و این دستور حتی نسبت به غیر مبتدی ها هم صادق است. هرچند در کیفیت و کمیت آن تفاوتی وجود دارد.
۴ - کم گویی، کم خوری و کم خوابی. اینها در نورانیت قلب تاثیر دارد.
۵ - ذکر همیشگی سالک باید یکی از موارد زیر باشد: " لا اله الا الله" یا " الحمد الله"، " یا حی یا قیوم"، " لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین" و " استغفر الله ربی و اتوب الیه" سالک باید به تناسب حال خود یکی از این اذکار را آزمایش کرده انتخاب کند. و اما ذکر خاص، پس باید آن را استاد به او بدهد.
۶ - سالک باید با خود تمرین سکوت کند تا اینکه سکوت ملکه نفس او شود.
۷ - سالک باید هنگام خواب رختخواب خود را مثل مرده در قبر یا حالت خوابیدن محتضر، رو به قبله بیندازد. همچنین در نشستن و مطالعه و بقیه کارهایش نیز باید این رو به قبله بودن را به خاطر تاثیر معنوی اش رعایت کند. بهترین حالت در رو به قبله نشستن به شرط اینکه سالک به آن عادت کند، حالت تشهد است در نماز چرا که ادب ویژه ای در این حالت ملموس است.
۸ - خواب او باید یک چهارم مجموع ساعتهای شبانه روز او باشد، یعنی فقط شش ساعت. کسی که خیلی خسته است می تواند یک ساعت بیشتر بخوابد.
۹ - غذا نخورد مگر اینکه احساس گرسنگی شدید کند و دست از غذا بکشد در حالی که هنوز اشتها دارد. به عبارت دیگر معده خود را از غذا سنگین نکند و از خوردن تنقلات مثل تخمه و مانند آن خودداری کند و چیزی مابین وعده های غذایی نخورد.
۱۰ - سالک باید به رسول اکرم (ص) و ائمه طاهرین (ع) توسل داشته باشد و ایشان را در قلب خود حاضر بداند، خصوصا امام عصر (عج) را، چرا که او همان وجه خداست که اولیا به او رو می کنند. مداومت بر یاد ایشان موجب پدید آمدن ملکه حضور می شود.
۱۱ - در خوف و رجا میانه رو باشد.
۱۲ - زمانی که در زندگی مشکلاتی به او روی آورد، چه از نوع قضا و چه از نوع قدر باشد و دست خودش نباشد و چه از نوع دیگر، دهان به " چرا و چگونه" نگشاید. نه با زبان این حرف را بزند و نه با دل. چرا که در غیر این صورت اجر و منزلتش از دست خواهد رفت. با تمرین این حالت از مرتبه رضا و تسلیم بهره مند خواهد شد.
۱۳ - سعی کند از موارد شبه انگیز در خوراک، نوشیدنی، لباس، خانه و ... دوری نماید و به آنچه که شکی در آن ندارد اکتفا نماید.
" رها کن آنچه را شک داری یه آنچه در آن شک نداری و یقین داری." این مضمون در حدیث آمده. البته در موارد ضروری و یا جایی که احتمال گرفتاری به مرض وسواس است. در جایی که شبهه را از غیر شبهه با نور باطن می توان تشخیص داد و یا جایی که دلیل متقنی برای شبهه ناک بودن وجود ندارد و می توان محل صحیحی پیدا کرد تسامح و اغماض جایز است.
۱۴ - به تدریج دوستانش را کم کند و از رفت و آمد با اهل غفلت و دنیا پرهیز کند و آنان را با انتخاب برادران دینی و الهی جایگزین کند و با ایشان رفاقت داشته باشد، آن هم به این شرط که به درد یکدیگر بخورند و همدیگر را در راه خدا کمک بدهند.
۱۵ - كار خير را به خاطر مرسوم و متعارف بودنش يا بر اساس تقليد و يا عادتي از عادات عرفي انجام ندهد طوري كه خود را براي انجام دادن آن كار به خاطر رسومات اجتماعي و يا سنت هاي ساختگي خانوادگي و قومي و خويشاوندي مجبور ببيند. و در صورت لزوم اين قبيل كارها را به مقدار اضطرار و با نيت خالص براي خدا انجام دهد. سيد بحر العلوم رحمه الله در رسالهاش آورده ترك عادات و رسوم، يكي از منازل سلوك است.
۱۶ - سالك بايد از اهل غفلت دوري كند. اهل غفلت ممكن است شامل خويشاوندان و زن و بچه نيز باشد. لذا بايد در اداي حقوق ايشان به مقدار لازم از معاشرت اكتفا كرد.
۱۷ - با غفلت و نيات بد به وسيلهي تذكر هميشگي و به وسيلهي ايجاد قلبي از رذايل با كسب فضايل پاك و سليم شده، بجنگد. و اما بدست آوردن اخلاق حميده و دوري از اخلاق ناپسند نيز نقش مهم در تذكيه و تهذيب نفس دارد كه قبل از وارد شدن به ميدان عرفان و سلوك باطني مي باشد.
۱۸ - بر حسن اخلاق و معاشرت خود با پدر و مادر، خانواده، همسايهها و كسي كه با او به سببي برخورد دارد محافظت نمايد. (منظور خوش برخوردي با مردم است.)
۱۹ - در سختيهاي راه به خدا و استادش اعتراض نكند.
۲۰ - در حضور و غياب استاد احترام او را كاملا نگه دارد و ارتباط روحي خود را با او حفظ كند و در غياب او وي را دعا نمايد ، هرچند كه غيبت او به طول بينجامد و در سرزمين ديگري باشد.
۲۱ - خدمت با استاد، رفقا و فقرا تمام كارها را آسان مي كند.
۲۲ - مدارا كردن با نفس خود در جميع مراحل سير و سلوك و شناخت اينكه سير مراحل تدريجي است و يك دفعه انجام نخواهد شد. درك اين مطلب امري ضروري است و سالك نبايد از آن غافل شود.
۲۳ - با ذريه ي رسول خدا (ص) با بزرگي و كرامت برخورد كند و در حد توان خود در برآوردن حاجات ايشان بكوشد.
۲۴ - قبل از خواب آيه الكرسي و برخي از سورههاي قرآن را بخواند، خصوصا مسبحات ششگانه را، يعني سورههاي حديد، حشر، جمعه، اعلي، تغابن و صف.
۲۵ - وقتي را براي تفكر در نشانههاي آفاقي و انفسي عالم هستي اختصاص دهد.
۲۶ - سجده يونسيه را كه طولاني هم هست بجا بياورد، به اين ترتيب كه ذكر " لا اله الا انت سبحانك اني كنت من الظالمين" را اقلا چهارصد مرتبه در سجده بگويد، گرچه بيشتر از اين نيز مي توان گفت. سالك بايد در بيرون آمدنش از ظلمات نفس به خدا ملتجي شود و در آغاز عمل كردن به اين سجده بايد يك سال به آن مداومت بورزد.
۲۷ - در شب جمعه و عصر جمعه سورهي قدر را صد مرتبه بخواند.
۲۸ - دست راست خود را بعد از نماز صبح روي سينه خود بگذارد و هفتاد بار بگويد "يا فتاح" و با آن فتوحات قلبي را براي خود نيت كند.
۲۹ - انگشتر عقيق و فيروزه در دست راست كند.
۳۰ - بعضي اعمال مستحبي، مانند صدقه و نماز نافله شب مخصوصا نماز شب را انجام دهد. زيرا محال است كه سالك بدون تهجد و نماز شب و بيدار بودن در آخر شب و مناجات و تلاوت قرآن و تفكر عرفاني مفيد و چيزهايي از اين قبيل كه انجامش آسان باشد، به جايي از مقامات عرفان برسد.
۳۱ - قرائت سوره "يس" در هر صبح و قرائت سوره "واقعه" در هر شب. بهترين وقت تلاوت واقعه ركعت اول نافله عشا ميباشد.
۳۲ - مداومت بر خواندن زيارات و ادعيه ذيل:
"زيارت جامعه كبيره" در شب يا روز جمعه.
"زيارت عاشورا" در هر روز چنانچه امكان دارد.
"زيارت آل ياسين" ويژه امام مهدي (عج)، هر صبح جمعه به همراه دعاي ندبه.
"دعاي سمات" قبل از غروب روز جمعه.
"دعاي عهد" ويژه حجت –عج الله تعالي فرجه الشريف- و دعاي "صباح" ويژه امام علي (ع) در هر صبحگاه.
مناجات "خمس عشر" و " مناجات امام علي (ع)" و دعاي "حزين" كه بعد از نماز شب خوانده مي شود و دعاي "مكارم اخلاق" و برخي از ادعيه صحيفه سجاديه كه با حال و وقت سالك مناسبت دارد.
و دعاي " اللهم عرفني نفسك" بعد از نمازها و دعاي " يا من تحل به عقد المكاره" و دعاي " اعددت لك هول لا اله الا الله". نيز بايد سالك قبل از شروع دعا و زيارت و يا همزمان با خواندن آنها خاشعانه و خاضعانه و با حضور قلب و توجه معني، سعي در توجه و تفكر و مطالعه همراه با مدارا و طمانينه داشته باشد و در بدست آوردن اين معني در محل و منزل و هوا و مكان مناسب و در آماده كردن اسباب و ملزومات آن كوشش نمايد. و الله هو الموفق المعين.
۳۳ - روزه مستحبي بگيرد. چنانچه در ايام البيض هر ماه و ايام خاص در طي سال وارد شده است. البته هر وقت كه برايش امكان داشته باشد و با سلامتي مزاجش نيز سازگاري داشته باشد.
۳۴ - به زيارت اهل قبور و امام زادهها و مرقد علما و بزرگان برود ولو هفتهاي يكبار در شبهاي جمعه (عصر پنج شنبه) بين قبور بنشيند و در مرگ تفكر كند و از آن عبرت بگيرد.
۳۵ - به زيارت مومنين و علماي رباني و پيران كهنسال برود كه در مجالست با ايشان و نگاه كردن به چهره ايشان به ياد خدا و آخرت مي افتد و تحت تاثير موعظهها و نشست و برخاست با ايشان قرار ميگيرد.
۳۶ - به زيارت مشاهد شريفه و عتبات مقدسه و حج عمره برود و همه اينها را نه مانند مردمي انجام دهد كه براي ثواب و برآوردن حاجات به زيارت مي روند. بلكه زيارت سالك بايد بر مبناي معرفت، نور، بصيرت، حب، عشق و تقويت حالت حضور هميشگي بايد. كما اينكه نماز عارف و حالات عرفني اش مقيد به زمان اداي فريضه نيست بلكه در همه اوقات متذكر خداي سبحان است و حالت نماز دارد.
۳۷ - مطالعه احوال عرفا و کلمات و وصایای ایشان از کتب معتبری مثل " تذکره المتقین" نوشته شیخ محمد بهاری همدانی و " المراقبات" تالیف مرحوم میرزا جواد آقا ملکی تبریزی و دو کتاب معروف دیگرش " رساله لقاء الله و اسرار الصلاه" و " جامع السعادات" و " معراج السعاده" علامه نراقی و کتاب های علامه تهرانی و خصوصا کتاب " لب اللباب" و " روح مجرد" و دیوان اشعار مرحوم ابن فارض مصری و همچنین حافظ شیراز و مثنوی مولوی
۳۸ - مطالعه هفتگي حديث عنوان بصري كه در كتاب روح مجرد نيز ذكر شده است.
۳۹ - سالك بايد خود را هر روز به تلاوت قرآن ملزم كند و اقلا پنجاه آيه بخواند.
۴۰ - نسبت به حضور در جلسات هفتگي كه در محضر استاد و رفقايش تشكيل مي شود مداومت كند البته اگر چنين مجالسي برقرار باشد.
(المطالب السلوکیه)


